الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني
224
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
شرايط و مقدمات نمىباشند و ما نيز كه در تعبيرات خود كلمه « عليّت » را دربارهء حوادث جهان نسبت به يكديگر به كار مىبريم مقصودمان عليت اعدادى است نه عليت ايجابى علل اعدادى بسترساز و زمينهساز علت وجودى است و بهتر اين است كه دربارهء آنها به جاى كلمهء « علت » كلمهء « عامل » يا « شرايط » يا « مقدّمه » به كار برده شود . در مقالهء علت و معلول در اين باره بحث شده است و بعد در متن نيز اشاره خواهد شد . ب . حكماى الهى از دير زمانى اين انديشه را ابراز مىداشتهاند كه تمام جهان شخص واحد است ، همهء جهان در عين اينكه اعضا و اجزاى مختلفى دارد يك واحد است و يك صورت و فعليت طبيعى دارد و همهء قوا و اجزايش وابسته و طفيلى آن صورت واحد است . همچنانكه انسان با همهء اعضا و اجزاى مختلف كه دارد يك واحد واقعى است و يك تشخص واقعى دارد . ملاك وحدت و تشخص انسان صورت او يعنى نفس اوست . همهء قوا و اجزاى انسان وابسته و طفيلى صورت نوعيه انسان است و همان صورت است كه ملاك تشخص انسان به شمار مىرود . اگر فرض كنيم سلولهايى كه در داخلِ جهانِ بدنِ انسان فعاليت مىكنند . بخواهند دربارهء جهان خودشان يعنى بدن انسان بينديشند ، هر جهازى را از جهاز ديگر جدا ، بلكه هر عضوى را مستقل از عضو ديگر خواهند پنداشت . جهانى مىبينند داراى قسمتهاى مختلف ، هر قسمتى به كار مخصوص خود مشغول است . براى اين سلولها كه در جهان بدن انسان محبوساند امكان اين تصور نيست كه بدانند همهء اين اعضا و اجزا و جهازات ، طفيلى وجود يك واحدى است به نام « انسان » و يك حيات كلى همهء اينها را تدبير و اداره مىكند . طبق فرضيهء بالا ما در درون جهان طبيعت همانند آن سلولها هستيم در درون بدن انسان ، حياتى كه بر كل جهان طبيعت حكمفرماست همانند حياتى است كه بر كل بدن انسان